بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم | تورات | یهودیت | اشکالات وارد بر یهود | اسرائیل

مرجع راهبردی معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضد اسلامی فرق، مکاتب و احزاب معاند
بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم | تورات | یهودیت | اشکالات وارد بر یهود | اسرائیل | معرفی مختصر صهیونیسم || معرفی اجمالی یهودیت || مطالعه آنلاین تورات، تورات، کتاب مقدس| | کتابخانه با موضوع صهیونیسم و یهودیت || مقالات علمی-پژوهشی در زمینه ادیان، صهیونیسم، یهودیت || فیلم های سینمایی صهیونیستی و یهودی || کلیپ در زمینه صهیونیسم و یهود || پرسش و پاسخ در زمینه یهودشناسی || معرفی بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم || پیوندهای مرتبط با صهیونیسم |
مجموعه نقد و اشکالات (به زودی...)
بـنـر

مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضد اسلامی فرق و جریان های معاند

<!-- start logo cod off http://bjes.ir --><p align="center"></p><p align="center"><a href="http://bjes.ir" target="_blank"><img border="0" src="http://bayanbox.ir/view/6961090584536714943/logo-200x80.jpg" width="200" height="80" alt="مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضداسلامی فرق و جریان های معاند"></a></p><!--finish logo cod off http://bjes.ir -->

ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی با شناسه شامد: 1-1-718353-65-4-1

پست ویژه
تازه های کتابخانه
-بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم
-صهیونیسم
-یهودیت
-کتاب مقدس
-نقد تورات
-مطالعه آنلاین تورات
-کتابخانه مجازی ادیان شناسی
-هولوکاست
********
آدرس وب سایت:
www.bjes.ir
ارتباط با مدیر:
abolfazlseyyedsaghi@gmail.com
بنام پروردگار مهربان

در دهه اخیر جریان های ناسیونالیستی و ملی گرایی افراطی در جامعه ایران به طرز چشم گیری رشد یافته و با گسترش ابزارهای ارتباطی و اینترنتی، تبلیغ گروه ها و انجمن های طرفدار وطن پرستی به خانه های مردم رسیده است. این گروه ها و جناح ها اسلام را منتسب به اعراب می دانند، و اعراب را دشمنان قدیمی و قسم خورده ی نژاد آریایی معرفی می کنند و با تحریک احساسات میهن دوستی مردم، آن ها را به مقابله با اعراب و در نتیجه به مقابله با اسلام تشویق می کنند.

در مقابل، گروه های مدافع اسلام نیز برای مقابله با این جریانات بیکار ننشسته اند. آن ها نیز به جستجو و تحقیق در متون تاریخی مرتبط با جوامع ابتدایی ایران باستان می پردازند و از اعمال اشتباه، خطاهای هخامنشیان و کشتارهای آنان به مردم می گویند تا نشان دهند که اندیشه ناسیونالیستی افراطی فاقد عقبه ی معتبری است. برخی از این مدافعان افراطی در اقداماتی غلط، به کوروش کبیر، داریوش، بزرگان آریایی و سایر هخامنشیان، توهین می کنند. درست همانطور که ناسیونالیست های افراطی به بزرگان اسلام توهین می کنند و داستان ها و سخنان کذبی را به آنان نسبت می دهند.


فعالیت این دو جناح افراطی متخالف (گروه رادیکال آنتی ناسیونالیست و گروه رادیکال ناسیونالیست)، باعث شده تا جامعه در مقابل خود فقط دو مسیر را ببیند، و افراد با خود گمان کنند که یا باید در این یکی راه باشند یا در آن یکی. با تقسیم افراد جامعه در این دو جناح به مکانیزم فوق، این دو گروه، روز به روز فربه تر و بزرگتر شده و شدت دشمنی ایشان افزایش یافته و همچنان می یابد.

اما آیا به راستی اسلامی بودن با ایرانی بودن منافات و تضاد دارد؟ بحث را با نقطه انحراف این دو جریان ادامه می دهیم.


خطای ملی گرایان افراطی کجاست؟

ملی گراهای افراطی، تعریفی که از اعراب دارند فقط شامل اعراب جاهلیت قبل از ظهور اسلام است. این درحالیست که اعراب پس از اسلام کاملا منقلب شدند و با تلاش های 23 ساله پیامبر اسلام و حدود 200 سال تلاش معصومین، بطور کلی تغییر یافتند. فرهنگ اسلام با فرهنگ عرب جاهلی مخالفت جدی و شدیدی داشت. اگر فرهنگ اسلام مخالف فرهنگ جاهلی نمی بود اعراب به راحتی هدایت می شدند و نیازی نبود پیامبر اسلام تا اینقدر متحمل رنج شود و خاندانش را در این مسیر فدا کند. این اولین سفسطه ملی گراهاست که عرب جاهلی را با عرب بعد از اسلام یکی می دانند.

آن ها پیامبر اسلام را به خاطر اینکه در میان اعراب زاده شده نکوهش می کنند. این درحالیست که اولا عقل سالم نژاد پرستی را ناشی از فطرت پست می داند و ملاک قیمت و ارزش افراد را تفکر و عمل آن ها بر می شمارد. در این باره پیامبر اسلام انسانی پاک رفتار و نیک اندیش بود که هیچ فرقی میان عرب و غیرعرب نمی گذاشت و ملاک برتری را درستکاری می دانست (همانا گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست.) ثانیا پیامبر اسلام از نسل ابراهیم است و حساب او از دیگر اعراب جداست. ثالثا اجداد پیامبر همگی انسان هایی با تقوا و درستکار بوده اند و نامعقول است که افراد درستکاری بخاطر نسب و نژاد مذمت شوند. رابعا هیچ کدام از ملی گرایان نسب نامه ای ندارند که ثابت کند نژاد آن ها به آریایی ها بر می گردد. آن ها فقط ساکن ایران هستند و شناسنامه ی ایرانی دارند و هرکس که ساکن ایران بود لزوما فرزند کوروش کبیر نیست. از سویی با هجمه ها و حملات گسترده ی مغول ها به سراسر ایران، روس ها به شمال ایران، پرتغالی ها و انگلیسی ها به جنوب و مرکز ایران، عثمانی ها به غرب و جنوب غرب ایران، و سایر هجوم ها نظیر هجوم افغان ها و عرب ها به ایران، آنچنان نژادها امتزاج یافته و مخلوط شده اند که دیگر حتی نمی توان احتمال داد که فردی آریایی باشد. لذا اگر قرار باشد نژادپرستان کسی را به خاطر نژاد، مورد نکوهش و تمسخر و توهین قرار دهند باید با افراد مجهول النسب (خودشان) چنین کنند. اما اسلام با نژادپرستی و سرزنش کردن افراد به خاطر نژادشان کاملا مخالف است و ارزش افراد را وابسته به عمل و رفتار آن ها می داند نه نسب.



ضدملی گرایان افراطی در کدام نقطه مسیر را غلط رفته اند؟

در ادوار گذشته، میزان درک و فهم و سطح شعور جوامع مختلف به تناسب قدمتشان پایین بوده است... بعبارتی شکی نیست که سطح فکر مردم 5 هزار سال پیش به مراتب بیشتر از مردمان 5500 سال پیش است... مقایسه کردن عقاید عقب مانده ی دوران های گذشته با عقاید پیشرفته و عقلانی تر امروز عملی است بس خلاف عقل و منطق... بفرض هم که در ایران باستان آدم خواری می شده اصلا جای مذمت ندارد چون سطح فهم مردم آن زمان نسبت به الان بسیار بسیار پایین بوده است.

اینکه آن ها قتل و کشتار می کرده اند کاملا طبیعی است و عقل سلیم از شنیدن کشت و کشتار در جوامع چندین هزار سال پیش تعجبی نمی کند. تعجب اینجاست که در دوران عقب مانده انسانی حرف از آزادی عمل و اندیشه و بیان بزند... عجیب اینجاست که در دورانی که کشتار عرف رایج در جامعه است فردی، انسان ها را بخاطر وجود قدر مشترکی به نام انسانیت احترام و تکریم می کند. این درحالی است که در آن زمان مردمان دیگر ازین آموزه های والا هیچ بویی نبرده بودند... آموزه هایی که ملت ها چند دهه ای است پی به اهمیت آن ها برده اند و برای به وقوع پیوستن آن ها کمر بسته اند (و سازمان ملل و توابع آن مثل یونسکو و ... را ایجاد نموده اند). ما ایرانی هستیم و به فهم و درک فوق العاده والای اجدادمان به تناسب دوران خودشان، افتخار می کنیم.


ثمره درگیری بین این دو جناح چیست؟

تمسخر و توهین و هرگونه فعالیت ضد ایران باستان و هخامنشیان، سیلی محکمی است که دشمن ایران و اسلام با دست خودمان به ما می زند. ما از طرفی ایرانی هستیم و ارتباط قلبی عمیقی با ایران داریم و از طرفی اسلام بیش از 1000 سال است که با سرشت و فرهنگ ما آمیخته و عجین شده است. اگر ما بخواهیم خود را از یکی از این دو جناح بدانیم باید یا با فرهنگ و شخصیت خودمان مخالفت و مبارزه کنیم یا با تاریخ و گذشته خودمان. در هر دو صورت چه ملی گرای افراطی باشیم چه ضدملی گرای افراطی از درون شخصیتمان با خود درگیر می شویم و دچار دوگانگی شخصیتی می شویم.

آیا اسلام با ایران مخالف است؟

دشمن مشترک ایران و اسلام می خواهد ریشه و نسب ما را متعارض با عقایدمان نشان دهد تا ما یا با نسبمان بجنگیم یا با عقایدمان.در حالی که هم بهترین نسب و تاریخ را داریم هم بهترین عقیده و فرهنگ. مسلمان بودن هیچ تعارضی با ایرانی بودن ندارد. اسلام تمام اعمال شرافتمندانه ی کوروش کبیر را تایید و تحسین می کند. تا آنجا که بسیاری از مفسرین کوروش را پیامبری الهی (ذوالقرنین) می دانند. از سوی دیگر افتخار می کنیم که در 1450 سال پیش در زمانی که اعراب درگیر سوسمار بازی و شرابخواری بودند، در زمانی که اروپاییان مشغول غارت و چپاول و آدم خواری بودند، در زمانی که اختلاف طبقاتی و سوء استفاده دینی در حکومت ساسانیان بیداد می کرد، در زمانی که امریکا جنگلی بیش نبود، پیامبری آمد که سخن از برابری و عدالت زد و ملاک برتری افراد را پارسایی و تقوا و پاکی روح و روان، قرار داد و مردم را در آیه آیه ی قرآن به تفکر و تعقل و منطق دعوت کرد. این تعارض ساختگی بین میهن دوستی و دین داری کاملا واهی است و به سادگی رفع می شود. از سویی می توان ادعا کرد نه تنها تعارضی وجود ندارد بلکه پیوندی عمیق میان میهن دوستی و دین داری حاکم است. چنانچه پیامبر می فرمایند «حب الوطن من الایمان» یعنی:دوست داشتن وطن جزئی از ایمان است.

ارتباط این مسئله با بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم

از آنجایی که آشکار سازی و رفع اکاذیبی که برخی به اسلام نسبت می دهند یا تاریخ سازی هایی که برای ایران باستان انجام می گیرد، در حوزه مسائل دینی و تاریخی اسلام است، ما نیز در این زمینه (عدم مخالفت و تعارض بین ایرانیت و اسلامیت) مطالبی را بر روی پایگاه قرار خواهیم داد.


اگر خدا بخواهد...


 نویسنده : سید ابوالفضل ساقی

نظرات (۴)

سلام
وبلاگ خوبی دارید.
میتوانیم وب هم را دنبال کنیم.
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۲ پیام غدیر ...
تشکر
✔ آسیب شناسی و موضوع بسیار لازمی است .... خدا قوت و تشکر
ضمن عرض خسته نباشید به مدیر وبلاگ؛
بیان چند نکته در کنار فرمایشات ایشان خالی از لطف نیست:
1-اسلام مطلقا هیچ ارتباطی با اعراب ندارد؛مگر اینکه پیام آورش عرب بود تا به گفته خود آن پیام آور:اعراب هم ایمان بیاورند،اگر پیامبر ایرانی بود محال بود اعرابِ نژاد پرستِ آن زمان ایمان بیاورند.پس پیامبری از اعراب انتخاب شد تا همه ایمان بیاورند.این خود مایه ی افتخار ایرانیان است که خداوند مارا نژاد پرست نمیداند.در عوض اگر پیامبر ایرانی بود و اعراب ایمان نمی آوردند جای شک در حکیم بودن خدا داشت که چرا عده ای هرچند گمراه را به حال خود واگذاشت؟ حال این شبهه بر حکمت خدا برطرف میشود.
2-پیامبر اسلام و ائمه شیعیان بسیار از فضائل و ارزشمندی های ایرانیان گفته اند،از علم و فهم و دین تا برابری و برادری ایرانیان با اعراب(اینکه اعراب نفهمند ارزش طرز نگرش اسلام را کم نمیکند بلکه نشان دهنده ی بی دینی آن فرد است چراکه مسلمانی و نژادپرستی باهم یکجا جمع نمیشوند)...بیان آنها میتوانست در اینجا کمی مطلب را کامل تر کند.
3-اسلام یک طرز تفکر است،یک روش زندگی،در حالی که ایرانی و آریایی بودن نژاد ماست،چطور ممکن است دوچیز که از یک جنس نیستند را بتوانیم بجای یکدیگر بکار ببریم؟مگر اینکه عده ای شیطنت کنند و جای اسلام را در ذهن ما با عرب بودن عوض کنند(بنابه مقاصدشان که جای بحث طولانی دارد).
4-ممکن است عده ای بگویند که قبل از اسلام ایرانیان فرهنگی و روش زندگی ای داشتند و آن فرهنگ را میتوانیم بجای اسلام بکار ببریم که بر این مسئله هم اشکالاتی وارد است که فعلا اینها به ذهن من خطور میکند:
اولا) مبانی و اصول این فرهنگ را نمیتوان کاملا تبیین کرد،چراکه هرگز نمیتوانیم از کوروش یا داریوش چیزی مثل تالیفات کارل مارکس یا انگلس یا قرآن محمد یا...پیدا کنیم تا تئوری یا چیزی داشته باشیم که حداقل تکلیفمان روشن شود،نهایتا شاید به یک سری رسوم پی ببریم،نه به یک روش زندگی که باید شامل همه ی کلیات و جزئیات باشد تا بعدا در زندگی دچار مشکل نشویم.
ثانیا)نتیجه ی آن فرهنگ این شد که خودش خودش را از بین برد،شکست سپاه چندین برابری ایرانیان از اعراب(که هرچند بنده هیچ دل خوشی از آن اعراب ندارم)قطعا نشان دهنده ی میل باطنی ایرانیان به تغییر وضع حاکم بوده است،تاحدی که وطن پرستی را نتوانستند رعایت کنند و حاضر بودند به هر طریقی بساط ظلم آن پادشاهان برچیده شود(چراکه از دید آنان ظلم ستیزی بر وطن دوستی مقدم بود).پس چرا باید دوباره این دور باطل را تکرار کنیم و خودمان را به آن مرحله ی تباهی برسانیم؟
ثالثا)اینکه در این روزگار،با این پیشرفت های تکنولوژی و تغییر 100 درصدی شیوه ی زندگی بخواهیم از روشی قدیمی بهره ببریم باید دلیلی داشته باشیم،ما مسلمانان معتقدیم خداوند کامل ترین روش را با منعطف ترین دستورات برای همه ی آینده نازل کرده است،پس میدانیم و مطمئنیم این روش در امروز و فرداهم جواب میدهد(فقط کمی نیاز به دوباره خوانی و فهم بهتر متناسب با این روزگار دارد)اما طرفداران بازگشت به دوران هخامنشی(یا هر بازگشت دیگری)،چه تضمینی دارند که آن روش ها امروز هم جواب بدهد؟
اینکه بگوییم پندار نیک و گفتار نیک بقول نویسنده ی این وبلاگ بسیار در آن زمان ارزشمند است ولی امروزه نیازمند یک روش دقیق برای تک تک لحظات زندگی هستیم تا تکلیفمان را با خودمان بدانیم وگرنه تبدیل میشویم به کسانی که برای رهایی از این بایدها و نبایدها روی به سفسطه گری می آورند( هرچند که سفسطه گران واقعی در گذشته دانشمندانی بودند که از آموزش های غلط الهیات در غرب ملول بودند) ولی این احمق هایی که به بهترین روش الهیات را در قالب اسلام دریافت میکنند نه برای مخالفت با حماقت که برای رهایی و خلاص کردن خودشان از بند وبار روی به سفسطه گری می آورند،شاید هم روزی به هخامنشیسم و شاید فردا به آتش پرستی.پس لااقل تکلیف خودمان را روشن کنیم که آیا بدنبال حقیقت هستیم یا بدنبال دور زدن تا راهی برای بی بند وباری بیابیم(برخلاف ادعای برخی دوستان بنظر من بعد از منقضی شدن کامل سفسطه گری وقتی کسانی در این روزگار،هنوزهم ایده آلیستی صحبت میکنند اساسا بجز بی بند و باری دنبال چیز دیگری نیستند.)
طلب هدایت برای همه ی ما.
پاسخ:
تشکر فراوان
نکات بسیار ارزنده ای فرمودید که حتما در پست بعدی مرتبط با این موضوع مورد لحاظ واقع خواهد شد...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">