* بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم *

مرجع راهبردی معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضد اسلامی فرق، مکاتب و احزاب معاند
بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم | تورات | یهودیت | اشکالات وارد بر یهود | اسرائیل | معرفی مختصر صهیونیسم || معرفی اجمالی یهودیت || مطالعه آنلاین تورات، تورات، کتاب مقدس| | کتابخانه با موضوع صهیونیسم و یهودیت || مقالات علمی-پژوهشی در زمینه ادیان، صهیونیسم، یهودیت || فیلم های سینمایی صهیونیستی و یهودی || کلیپ در زمینه صهیونیسم و یهود || پرسش و پاسخ در زمینه یهودشناسی || معرفی بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم || پیوندهای مرتبط با صهیونیسم |
بررسی شبهات
بـنـر

مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضد اسلامی فرق و جریان های معاند

مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضد اسلامی فرق و جریان های معاند

<!-- start logo cod off http://bjes.ir --><p align="center"></p><p align="center"><a href="http://bjes.ir" target="_blank"><img border="0" src="http://bayanbox.ir/view/6961090584536714943/logo-200x80.jpg" width="200" height="80" alt="مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضداسلامی فرق و جریان های معاند"></a></p><!--finish logo cod off http://bjes.ir -->

ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی با شناسه شامد: 1-1-718353-65-4-1

پست ویژه
تازه های کتابخانه
◄معرفی دبیر:
◇ سید ابوالفضل ساقی
◇ کارشناس حقوق
********
◄ارتباط از طریق:
ایمیل: AbolfazlSeyyedSaghi@Gmail.com
طرح شبهه

اخیرا برخی سایت های ناسیونالیستی شُبهه ای را مطرح کرده اند بدین شرح :

علت اصلی تشابه دین اسلام به یهود این است که پیامبر اسلام با تجار و علمای یهود مراودات و نشست و برخاست های فراوانی داشته و از آن ها و عقایدشان تاثیرات فراوانی پذیرفته و همچنین بسیاری از علوم و خطوط فکری اش نشات گرفته از باورهای آن یهودیان بوده و ما اکنون شاهد این تاثیرات در شریعت و دین ساختگی پیامبر اسلام هستیم .

مثلا در تلمود اگر جای کلمات یهود و یهودی را با اسلام و مسلمان عوض کنید ، عینا به مشابهت هایی میان ساختار فکری یهود و اسلام برمی خورید که تکان دهنده است. مثال : در تلمود آمده فقط یهود اجازه ورود به بهشت را دارد ، نقل است که در روایات شیعه اثنی عشری می گویند آنکه شیعه ما نیست حق ورود به بهشت را ندارد .

ابتدا به رفع شبهه از مثالی که در این شبهه مطرح شده می پردازیم، سپس علت اصلی علمی تشابه دین اسلام به یهود را بررسی می کنیم.

رفع ابهام و مغالطه از مثال شبهه

در طرح این مثال و نتیجه گیری از آن ، از روش سفسطه و مغالطه استفاده شده است. تعریف و توضیح مغالطه بس وقت گیر است و طولانی، اما چون برای رفع شبهه بدان نیازمندیم مجبوریم اکنون به تعریفی کوتاه از مغالطه پرداخته و به همان اندک، بسنده کنیم.

جناب دکتر خوانساری درکتاب منطق صوری، در تعریف مغالطه و سفسطه چنین می گوید: «اگر کسی قضایای شبیه به حق را به جای حق بکار ببرد و به آن استدلال کند آن را مغالطه یا سفسطه می گویند ... علت به غلط افتادن شنونده بطور کلی این است که ذهن شبیه چیزی را به جای آن می پندارد و حکم حق را به شبه حق منتقل می کند...سفسطه شبیه استدلالِ صحیح و درست است اما در واقع چنان نیست. ارسطو در این زمینه مثالی زیبا می آورد: همچنان که گاه چیزی از زر ناب است و گاه از زر کم عیار، و گاه از سیم سیاه زر اندود، استدلال نیز گاهی تمام عیار و پاک و بی غل و غش است (برهان)، و گاه روکشی از طلا دارد ولی طلای حقیقی ناب نیست (سفسطه). البته تا کسی نقاد بصیر نباشد، بین زر مغشوش و زرناب، و سیم سره و سیم دغل (ناسره) تفاوت نمی گذارد...کار سفسطه باطل کردن حق است و حق جلوه دادن باطل.»[1]

البته علامه مظفر مغالطه را اعم از سفسطه می داند و این دو را این چنین تعریف می کند: «اگر مغالطه شبیه برهان باشد و در مقام اقامه برهان، مغالطه انجام شود، یعنی در مسائل عقلی بجای استفاده از یقینیات، از شبیه یقینیات استفاده شود، در این صورت به آن سفسطه می گویند»[2]

برای روشن شدن موضوع دو قضیه بدیهی زیر را در نظر بگیرید :

الف) انسان یک مفهوم کلی است. (صحیح)

ب) حسن یک انسان است .(صحیح)

نتیجه: حسن یک مفهوم کلی است. (غلط)

ماده الف و ب به تنهایی، قضایی کاملا صحیح هستند؛ لیکن در نتیجه گیری فوق مغالطه صورت گرفته است .در گزینه الف و ب گرچه لفظ انسان بکار برده شده اما مقصود و معنا متفاوت است. در الف مقصود از انسان، نوع و مفهوم انسان است که یک مفهوم ذهنی و کلی است ولی در گزینه ب منظور از انسان مصداق انسان است که در عالم خارج وجود دارد و قابل لمس است.

ماده های ابتدایی شبهه مطرح شده نیز صحیح است، اما در نتیجه گیری آن مغالطه صورت گرفته است. همانطور که می دانید دین یهود یک دین نژادی است و تنها به نسل و فرزندان اسحاق ابن ابراهیم، یهود اطلاق می شود. وقتی تلمود می گوید بهشت تنها برای یهود است یک عبارت کاملا نژاد پرستانه را بیان کرده و منظور این است که فقط نژاد یهود و نسل اسحاق می تواند به بهشت داخل شود و نسل های دیگر بشری چنین اهلیت و لیاقتی ندارند.

اما منظور سخن اسلام از اینکه بهشت را به مسلمین منحصر می کند، این است که بهشت مختص به کسانی است در صراط فکری و اعتقادی و عملی اسلام قرار دارند و اختلاف سخن اسلام با یهود اینجاست که راه اسلام برای انواع و اقسام بشر با هر رنگ و زبان و نژادی، باز است و هرکسی می تواند مسلمان و در زمره بهشتیان داخل شود در حالیکه طبق عقاید تلمود فقط نسل اسحاق لایق بهشت اند. براستی این کجا و آن چیزی که طراح شبهه مطرح ساخته بود کجا؟

شاید اکنون در ذهنتان سوال پیش آید که چه استدلالی دارید که برای رسیدن به بهشت فقط یک راه وجود دارد؟ شاید چند راه وجود داشته باشد.

پاسخ میدهم: اگر بهشت را نقطه الف بنامیم و انسان را در نقطه ای بنام ب فرض کنیم، که از نقطه ب، به 360 درجه اطراف خطوط و مسیرهای مستقیمی ترسیم شده، قطعا و بلاشک تنها یکی از این خطوط به نقطه الف وصل خواهد شد و این خط منتهی به بهشت همان اسلام است. گرچه خطوط و راه های بسیاری با زاویه های هرچند ناچیز از کنار بهشت می گذرد. (البته اگر قائل به پلورالیسم دینی و تکثر گرایی نباشید)

تا اینجا مثال شبهه را ابطال کردیم ، حال می رویم سراغ اصل مطلب شبهه که با تحلیلی غلط، اسلام را برگرفته از یهود معرفی می کرد.

علت اصلی تشابه اسلام به یهود

به باور یهودیان و نیز به تصریح قرآن کریم، تورات کتابی آسمانی است که بر حضرت موسی نازل شده است. تورات افزون بر مسائل اعتقادی، تاریخی و مانند آن، مشتمل بر شریعت فردی و اجتماعی است و مانند اسلام در همه زمینه های فردی و اجتماعی دستوراتی دارد. ما بر این باوریم که تورات تحریف شده و عامل تحریف علمای یهود هستند و علت این کار آنان را حفظ جاه و مقام ایشان می دانیم، اما باید به این نکته توجه کنیم که آیا بزرگان یهود برای حفظ جاه و مقامشان تمام تورات را خط به خط تحریف کرده اند؟؟ مثلا تغییر و تحریف در احکام پاکی و نجاست، یا احکام نماز، یا احکام قصاص یا مسائل عقیدتی مانند توحید و ویژگی های خداوند (بجز مواردی)، یا بسیاری از احکام و عقاید دیگر چه تاثیری در حفظ جاه و مقام آن ها دارد؟؟ پس نتیجه می گیریم آن ها تنها آیاتی که در راستای منافعشان نبوده را تغییر داده اند، نه تمام تورات.پس بیش از نیمی از تورات دست نخورده مانده است به عقیده شخصی من شاید بتوان ادعا کرد 70 درصد تورات سالم مانده است.

همانطور که می دانیم هر پیامبری که آمده، پیامبر قبل از خود را تصدیق کرده است.

به استناد انجیل و قرآن و باور برخی مسیحیان، عیسی جز در موارد اندکی شریعت جدیدی نیاورده و شریعت موسی و حقوق تورات اصیل و تحریف نشده را پذیرفته بود.[3] بهمین ترتیب وقتی پیامبر اسلام از جانب خداوند مبعوث شد، پیامبران و شریعت های بکر و دست نخورده آنان را تکذیب نکرد بلکه با تایید آن ها، شریعتی بنام اسلام را از جانب خداوند آورد که مکمل شریعت و ادیان الهی گذشته بود. لذا می توان تشابه دین اسلام و یهود را در همان بخش دست نخورده تورات دانست. بدین ترتیب علت اصلی تشابه اسلام و یهود این است که ادیان نازل شده از سوی خداوند همگی فی الواقع یک دین هستند که بدلایل مختلف به صورت تدریجی نازل شده و تکامل یافته اند. دلایل ارسال تدریجی پیامبران را همگی در کتاب دین و زندگی دبیرستان خوانده ایم:

1)    لزوم استمرار در دعوت و ترویج پیوسته آن

2)    رشد تدریجی سطح فکر جوامع و اقوام

3)    از بین رفتن یا تحریف تعلیمات پیامبر پیشین

 

والسلام علی من اتبع الهدی

سید ابوالفضل ساقی

28/تیر/1395


[1]. منطق صوری ، صفحات 387 و 388

[2]. المنطق ، علامه محمدرضا مظفر ، چاپ اول ، انتشارات دار الفکر ، صفحه 502

[3]. مقدمه علم حقوق ، مصطفی دانش پژوه ، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، چاپ نهم ، صفحه 137

نظرات (۱۳)

کارتون عالیه!
ممنون از وقتی که میذارید.
پاسخ:
متشکرم...
من برای فقه و فقهای اسلامی ارزشی قائل نیستم . گفتم قرآنی ثابت کنید.
کافر ، کافر است . حربی و غیر حربی نداره. این بازی با کلمات جهت موجه جلوه دادن معامله با کافران ( البته از دید قرآن اینها کافر هستند ) است. فقه فربه و چاق و چله که روزبروز نه تنها مشکلات مردم و جهان اسلام رو رفع نمیکنه ، بلکه مشکلی بر مشکلات قبلی می افزاید.
فربهی فقه به علت نقص دین است . دین اگر کامل باشه نیازی به این همه کتب فقهی نیست. چون شما از قرآن خارج و وارد بحث فقهی شدید ، ادامه بحث بی فایده است.
پاسخ:
غیرعقلانی است که برای حل کردن مسائل فیزیک بیاییم هرچه سوال و تست و مسئله در درس فیزیک در جهان است را جمع آوری کنیم و سپس به آن ها تک به تک جواب دهیم؛ چرا که این مسائل هیچ وقت تمام نمی شوند و هر روز و هر ساعت و هر ثانیه ممکن است سوالی با شکلی متفاوت به ذهن کسی برسد(کما اینکه در کنکورها می بینیم سوالات ابداعی و نو و جدیدی طرح می شود). لذا جمع آوری تمام پرسش های فیزیک از سرتاسر زمین عملی است غیر ممکن و غیرعقلانی...
فیزیکدانان برای رفع این نقص، راهی ارائه داده اند که بوسیله ی آن بتوان در هر وقت و هرکجا هر نوع مسئله ای با هر شکلی پدید آمد را حل نمود. آن راه ، عبارت است از اینکه در هر موضوعی یک فرمول کلی ارائه داده اند. مثلا برای حل مسائل مبحث مکانیک از چند فرمول محدود نظیر «f=ma» , «v=xt» , ... استفاده می شود.
در اسلام نیز با توجه به اینکه این دین برای جهانیان تا قیامت نازل شده است و ممکن است هر روز و هر ساعت یک مسئله ی جدید طرح شود، اسلام بجای طرح و حل تک تک مسائل که هیچ وقت تمام نمی شوند، محورها و اصولی کلی ارائه داده که بوسیله ی آن احکام روز و جدید استنباط می شود. این اصول کلی از قرآن بدست می آید و با توجه به اینکه با عقل و خرد در می آمیزد و حکمی از آن بدست می آید می توان گفت دین اسلام دینی الهی و در عین حال عقلانی است.

اگر اسلام دستورات خشک و ثابتی را امر می فرمود و همه آن ها را اطاعت می کردند و هیچ انعطافی در آن وجود نمی داشت بلاشک عقل در این دین به کنار رانده می شد. چرا که پیروان این دین باید چشم بسته و بی هیچ فکری عمل به دستورات می کردند. اما اسلام احکامی محدود به همراه اصول کلی فرستاده تا مردم بتوانند متناسب با شرایط و وضعیتی که دارند وظیفه خود را بوسیله ی قدرت تعقل و تفکر بشناسند و به آن عمل کنند. اما چون تفقه و اندیشه عمیق در آیات الهی مستلزم مقدماتی همچون کسب علم صرف، نحو، لغت، بدیع، بیان،لغت ، منطق و ... می باشد و همه افراد جامعه فرصت برای انجام این کار را ندارند، قرآن امر فرموده از هر قومی عده ای زندگی خود را وقف تفقه در دین کنند تا بتوانند احکام الهی مبتنی بر خرد و منطق و استدلال را بر مردم روشن و واضح کنند. این افراد فقیه نامیده می شوند و دلیل و نحوه ی استنباط احکامی که در رساله های توضیح المسائل ذکر کرده اند را در کتب مفصل فقهی توضیح و تشریح داده اند. مثلا یک فقیه در رساله توضیح المسائل فتوا می دهد فلان عمل واجب است. دلیل این وجوب در رساله آورده نمی شود چون عوام جامعه غالبا وقت تفحص ندارند. لکن اگر افرادی علاقه مند باشند که بدانند چرا فقیه چنین حکمی داده می توانند به کتب فقهی نظیر لمعه دمشقیه، شرح لمعه، جواهرالکلام و ... رجوع کنند و ببینند که علما از کدام ایات و روایات و روش های منطقی و عقلی چنین نتیجه ای گرفته اند و حکم به وجوب داده اند.

تقسیم بندی کافر به حربی و غیرحربی از سنت پیامبر گرفته شده و عمل به سنت پیامبر واجب است. برای دیدن ادله ی روایی و قرآنی و حدیثی فقهایی که حکم به انقسام کافر به حربی و غیرحربی داده اند به کتب فقهی رجوع کنید چرا که فقها از سمت خودشان فتوا صادر نمی کنند که در نظر شما بی ارزش جلوه کند. هر فقیه برای هر حکمی که صادر می کند از ده ها ایه و روایت و حدیث معتبر و روش های مستدل و منطقی بهره می برد تا به یک حکمی برسد.

احساس می کنم شما یک شبه ره صدساله رو پیمودید و وانگهی مجتهد شده اید و علاوه بر تفسیر قرآن، احکام فقهی هم صادر می کنید. پیشنهاد بنده به شما برادر گرامی که از سمت خود فتوا صادر می کنید و می فرمایید «کافر کافر است، حربی و غیر حربی نداره» این است که ابتداء یک شرح کامل از روش علمی و ایات و روایات و ادله ی عقلی مورد استفاده تان در راستای صدور این حکم فقهی را، در کتاب فقهی خود منتشر کنید سپس با چاپ رساله توضیح المسائل خود به عنوان «آیت الله حامد بهدادی» به جمع مراجع تقلید بپیوندید.

از بحث و مناظره با شما دوست گرامی بسیار مسرور و مشعوف شدم، بنده نشانه های منطق و خردورزی را در شما می بینم لکن روح کلامتان بر لجاجت دلالت می کند ولی مطمئن هستم که روزی دست از لجاجت خواهید کشید و سخن حق را خواهید پذیرفت. چرا که در پاسخ به شما نهایت دقت، انرژی و منطق را صرف کردم تا پرسش هایتان را کامل، واضح و روشن پاسخ بدهم و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذارم. کوشش ما در همین حد بود و لا یکلف الله نفسا الا وسعها...

همواره موفق باشید...
سید ابوالفضل ساقی

با سلام دوباره . خیلی ممنون از پاسخ شما . برادر گرامی اینجوری نمیشه بحث کرد. من هر مطلبی که نوشته بودم شما نسبت تهمت یا دروغ داده بودین. اگر تمایل ندارید پاسخی بدهید مستقیم بگوئید تمایل ندارم و اگر تمایل دارید لطفا برای هر مطلب بنده نسبت تهمت یا دروغ ندهید.
و اما به این نتیجه رسیدم چنانچه بخواهم برای شما مطلبی بنویسم و بحثی بکنم بهتره مورد به مورد و کوتاه باشه تا ذهن بر روی یک موضوع تمرکز کنه.
قبل از اینکه به بحث یهودی بودن یا نبودن قرآن بپردازم ، روشن شد برای بنده که باید در مورد بسیاری از واژه ها و مطالب ابتدا به توافق رسید.
روی این دو ایه که در پاسخ شما نیز بدان اشاره شد تمرکز میکنیم :

 ---  ای کسانی که ایمان آورده اید ، یهود و نصارا را یاوران و دوستان خود مگیرید

  ---  و قطعا کسانی را که گفتند ما نصرانی هستیم نزدیکترین مردم در دوستی با مومنان خواهی یافت .

بعد هم مثال سارق و پلیس رو آوردید که در صفحه موجود است و از تکرار آن خودداری میکنم.
حالا پرسش من اینجاست اساسا دوستی یعنی چه ؟ چه کسی دوست ما هست و چه کسی دوست ما نیست. چه کسی رو میشه لقب دوست داد و چه کسی رو نمیشه لقب دوست داد؟ ایا این لپ تاپی که شما دارید ، گوشی موبایلی که از کشورهای غربی اومده ، فن آوریهای زیاد و مدرن کشور های مسیحیت نشان از دوستی مسلمانان با مسیحیان نیست ؟ احتمالا میگین نه . خب باشه مشکلی نیست پس دوستی یعنی چه ؟ شما به من ایراد میگیرید که مطالعه ندارم . باور کنید همین الان دارم چندیدن و چند بار از منبع مختلف میخونم که هرگونه داد و ستد با مشرکین حرام است . مسیحیان اروپا هم که به خداوندی عیسی مسیح اعتقاد دارند و نیز به نبوت پیامبر اسلام اعتقادی ندارند بنابه نظر خودتان جزو مشرکین هستند. مسلمانان که روزانه هزاران نوع کالا از مسیحیان خریداری و استفاده میکنند و شما نیز حتما کالاهای غربی ساخت کشورهای مسیحی و مشرک رو دارید ، ایا با اینها امان نامه بستند ؟ مهادنه بستند ؟ ذمه بستند ؟ عزیز من مسلمانان  سر تا پا وابسته به همین مشرکین و مسیحیانی که عیسی مسیح رو خداوند میدونند هستند ، اونوقت شما مثال سارق و پلیس رو میزنی ؟ خب سارق اظهار به تمایل دوستی و نزدیکی کرده ، چرا پلیس باهاش دوست میشه و باهاش تجارت میکنه ؟ احتمالا مینویسید که تجارت ،دوستی حساب نمیشه . پس لطفا به من بگین دوستی اساسا چیست و دوست کیست. از منظر قرآنی اینو پاسخ بدین تا بتونم راحت تر ادامه بحث داشته باشم.
با تشکر

پاسخ:
سلام
نسبت هایتان به بنده از دو حالت خارج نیست یا صادق است یا کاذب. وقتی حرف هایی را به بنده نسبت می دهید که من نه آن ها را گفته ام نه اعتقادی به آن ها دارم، می شود نسبت کاذب. وقتی کاذب با قصد همراه باشد به آن تهمت اطلاق می شود. آن قسمت از سخنان شما را که دروغ خواندم، کاذب بودند و آن بخش های کاذبی که با قصد و غرض گفته بودید تا از آن ها برای نتیجه گیری غلط استفاده کنید، تهمت خواندم. پس بنده سخن خطا و غلطی نگفته ام و آنچه که گفتم عین حقیقت بوده است.
و اما بعد...

احکام داد و ستد با مشرکین زیر مجموعه ی احکام داد و ستد با کافران است. کافران به دو دسته ی حربی و ذمی تقسیم می شوند. داد و ستد با کافران حربی مطلقا حرام است اما داد و ستد با کافران ذمی بلااشکال است و اموال این اشخاص کاملا مورد احترام بوده و اگر کسی از مسلمین به اموال ایشان خسارت وارد کند ضامن است و باید جبران مافات کند. اما اگر کافر غیر ذمی باشد یعنی کافر غیرحربی که در دولتی غیر از دولت اسلامی قرارداشته باشد و بین دولت ها قرار امان منعقد باشد، کلیه عقود تعهدات محترم و لازم الاجرا هستند. فلذا معامله و داد و ستند با کافر غیرحربی (اعم از ذمی یا غیر ذمی) موردی ندارد. اسرائیل بنظر تمام فقهاء مشمول احکام معاملات کافر حربی است و هر گونه داد و ستد با آن و مردم آن شرعا حرام و ممنوع است. لکن دولت های اروپایی روابط متخاصمانه ای با جمهوری اسلامی ایران ندارند و کنوانسیون هایی که بین ایران و این دولت ها منعقد می شود نشان می دهد روابط دولت ها در حالت صلح و در اصطلاح فقهی «امان» است. لذا روابط دولت اسلامی و صادرات و واردات با دولت های اروپایی اشکالی ندارد.
ضمنا نظام های دولت های اروپایی مبتنی بر سکولاریسم بوده و بودجه های این دولت ها صرف تبلیغ و ترویج مسیحیت نمی شود و از این جهت اطلاق شما مبنی بر اینکه این کشورها مسیحی هستند، غلط می باشد.

اینکه می فرمایید مسلمانان وابسته به مسیحیان هستند نیز خالی از اشکال نیست. اولا همانطور که عرض شد مسلمین با کشورهای سکولاریست معامله می کنند نه مسیحی، در حال حاضر که ایران توسط کشورهای اروپایی و امریکایی تحریم شده، بسیاری از نیازهای بازار مسلمین از بازارهای چین تامین می شود پس مسلمانان آنچنان وابستگی به کشورهای اروپایی ندارند و در حال حاضر بود و نبود مسیحیان تاثیر آنچنانی در رفع نیاز مسلمانان ندارد. ثانیا هر مکتبی گاهی دچار افول و انحطاط می شود و گاهی اوج می گیرد. در زمانی که اسلام ظهور کرد ، مسیحیان اروپا حتی نمی دانستند حمام و مسواک چه هستند (رجوع کنید به تاریخ تمدن ویل دورانت) بسیاری از علومی که در جهان باب آن گشوده شده سر منشا آن از دانشمندان مسلمان است (مثل شیمی که از لفظ کیمیا گرفته شده و پدر آن جابر این حیان است) و این در حالیست که کشیشان کلیسا در آن دورانِ اوج اسلام داشتند اراضی و املاک و زمین های بهشت را متر به متر به مسیحیان می فروختند و سندهای شش دانگ و منگوله دار صادر می کردند!

اروپا از وقتی به اوج رسید که میسحیت را کنار گذاشت و جدایی دین از سیاست را پیش گرفت. بمحض اینکه اروپا مسیحیت را کنار گذاشت و دین را در کلیسا گذاشت و درب آن را بست در مدت کوتاهی کشورهای اروپایی به کشورهایی پیشرفته و صنعتی مبدل شدند. اما این در اسلام درست برعکس است. از وقتی نظام ایران به جمهوری اسلامی تغییر یافت پیشرفت های شگرف و چشم گیر علمی با سرعت رشدی چندبرابر جهان در حال شکل گیری است. این در حالیست که قبل از اسلامی شدن ایران، تنها واردات صورت می گرفت. برای درک کردن عمق میران پیشرفت ایران اسلامی به پراید نگاه نکنید بلکه به جنگ افزارها، موشک های بالستیک، ماهواره های فضایی و صنایع فضایی و نظامی ایران نگاه کنید.
این ها در پاسخ به نگاه اشتباه و گذرای شما دوست عزیز بود نسبت به جامعه اسلامی و جامعه سکولار که اشتباها آن را مسیحی خواندید.
و اما بعد...

پیرامون فرموده ی شما عزیز دل: «شما مثال سارق و پلیس رو میزنی ؟ خب سارق اظهار به تمایل دوستی و نزدیکی کرده ، چرا پلیس باهاش دوست میشه و باهاش تجارت میکنه ؟»
تجارت لزوما به معنای دوستی نیست. تجارت برای رفع نیاز انجام می گیرد. شما فرض کنید در بیابانی گرفتار شده اید و از عطش در حال مرگ هستید(البته خدای ناکرده)، در این وضعیت شما فقط به فکر آب هستید و بلاشک برایتان فرقی نخواهد که کسی که به شما آب می دهد شهرام است یا بهرام. البته اگر آن فرد فردی باشد که به خون شما تشنه است و سایه تان را با تیر می زند و شب و روز درحال توطئه علیه شما و خانواده و دوستان و مردم و هم کیشانتان است در این صورت اگر او در بیابان حاضر شود و قصد کند به شما آب دهد بلاشک ترجیح می دهید بمیرید ولی از او آب نگیرید و خود را ذلیل او نکنید چرا که آب دادن او نیز کاشف از وجود قصد خصمانه ای است و اگر غیر این بود، با آن شدت دشمنی او، می گذاشت از تشنگی بمیرید. (به اینگونه افراد در اسلام کافر حربی می گویند).
اما گاهی با فردی که می خواهد به شما اب بدهد دشمنی آنچنانی ندارید و او کاری به کار شما ندارد و فقط به این قصد آب می دهد که پولی از آن بدست آورد نه از سر لطف و مهربانی.(این در اسلام در حالتی است که کافر غیرحربی باشد.) شما با او معامله و تجارت می کنید در حالیکه دوستی و مهر قلبی نسبت به او ندارید چنانکه او ندارد.

دوستی یعنی بین طرفین معامله و مراوده همراه محبت و لطف باشد. قرآن می گوید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید. این یعنی معامله و نشست و برخاست همراه با مهر و لطف نداشته باشید و در صورتی که آن ها دشمنی نکردند شما نیز با آنان دشمنی نکنید و اگر معاملاتی با آن ها داشتید از جهت رفع نیاز مسلمین باشد نه محبت و دوستی. فی المثل در نظر بگیرید مسلمانی نیاز به کالای «الف» دارد ، این کالا بصورت بلاتفاوت هم در بازار مسیحیان موجود است هم در بازار مسلمین. در این صورت فرد مسلمان اگر این کالا را از بازار مسیحیان تهیه کرد، این مصداق بارز دوستی مسلمان و مسیحی است که قرآن از آن نهی کرده ، لذا فرد مسلمان با توجه به مهر و پیوند اخوت اسلامی باید از بازار مسلمان خرید کند.(در صورتی که شرایط یکسان بود.)

+ممنون می شوم اگر سوالات و شبهه هایتان را در بخش پرسش و پاسخ مطرح بفرمایید. چرا که اولا ممکن است که این سوالات شما برای افراد دیگری هم مطرح باشد و ثانیا نظم فی الجمله چیز بدی نیست.
همواره موفق باشید...
سید ابوالفضل ساقی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
آقای حامد استدلالات و نتایج حاصله از آن در کلام شما بسیار ابتدایی و در حد کودکستان مطرح گردیده است پس لطف کنید اگر قرار است به اسلام ایراد وارد کنید پس از اندکی مطالعه و تحقیق بگردید یک مجرای کمی پیچیده تر برای چالش برگزینید وگرنه به **** **** توسط اهل تعقل متهم میشوید.
سلام . چی شد عزیز من دیگه جوابیه منو منتشر نکردین . البته می دونستم با شما نباید بحث کرد و چون وبلاگ خودتون هست هر چه به مذاق خودتون خوش میاد رو در سایت قرار میدهید و اگر کسی مثل من جواب محکم و دندان شکنی بدهد قرار نخواهید داد. خدا رو شکر شبکه های اجتماعی و وسایل ارتباط جمعی با مخاطبان میلیونی ندای ما رو پخش خواهند کرد . احتیاجی به وبلاگ های آخوندی و حکومتی مثل وبلاگ شما نیست.
پاسخ:
فرصتی برای نگارش پاسخ به جوابیه نبود .
علی ای حال با عرض پوزش بخاطر این تاخیر ، کامنت دندان شکن شما بهمراه جوابیه ما منتشر شد.
در زیر این کامنت می توانید آن را مشاهده کنید.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

** **** **** *** * ********* ** **** **** ** **** **** ** ** **** **** ******
******** **** ***** **** ** ** ** **** **** ***** * ***** ** **** **** ***** *
****** **** **** **** **** **** ***** ** ****** **** ** ** ***** ** ***** ** ****** **** * ** ***** ***** ***** **** *** *** ***** **** ** *** ***** ****** ** ***** *** ** ***** ** ** **** ***** ****
**** ***** **  ** ***** ** ** **** **** ** ** ** **** **** ****** ***** * **** **** ****** ** *** ******  ******** ** *****  *** ***** ***** * ******* *** **** *** ***** ** **** **** * ***** **** **** ****** ******* * **** ** *****

*** ********* ***** *** ***** ****** **** ********* **** * ***** ** *** ***** ***** *** ****** ***** **** *** ***** ** *** ***** ****** ***** * ***** **** ** ** ****** **** ** * **** * ***** ** ** ***** *** *** ****** ***** ***** *** *** ** *** ***** ** **** ** *** *** **** * *** ******* ** *** ***** ** *** ******* **** *** ***** * *** ** ** ***** ******* ** **** ****** ****** ** ** ** **** ***** ***** * *** ****** ***** ***** ****** ***** ****** ** ***** *
***** **** ** **** *** ** ** **** **** **** *** * *** ** **** ***** ** **** ****** *** **** *** ** *** ** **** ** **** ********* **** ** *** ** ****** ** ** ******* ** ***** *** ** **** ****** *** ******
*** ** **** **** ***** ****** * * ** **** ******* ******* **** ** *** ******* ** **** ***** * **** ** **** **** **** **** *********** * **** *** **** ** ******* ** ***** ******* ** ****  ** **** ******** ***** ** ** ******* **** **** ***** ***** ****** *** **** *** ****** **** ** **** ******** ***** ** **** ** *** ********* ** **** ******** *** *** ** **** **** **** **** ** **** ***** *** ** ** *** ** **** **** ** ****** *
*********** ******* ******** ********* *********** ******* ********** *********** **********
* ***** ******* * ***** ** **** ** ** *** ******* **** **** **** **** ** ****** ***** ***** * ****** ****** ** *** *** ****** ***** ****** ** ******** ***** ** *** ******* ** **** ******** **** ****** ****** ** **** **** **** ** **** ***** ** **** ** *** ******** *** *** *** ** ***** ***** ** ****** ** **** ******* ** ******* ******* *****
*** ****** **** ** ** ***** ** *** ***** *** ***** ****** *** ******* **** *** ** *** ******** **** ** *** **** ** ** ** *** **** ** ****** * ** ***** **** ***** ** *
** ***** *** ******** * * * **** ***** ** ** ***** ** ****** ***** ********* **** ** ***** ** ****** ***** ******
***** ** **** **** *** * **** *** ****** ** ****** ***** ** *** ***** *** **** **** **** ** **** * ** ***** ** ** ******* **** **** **** ****** **** ** ***** ** ****** ******** ***** ** ** *** ****** **** ** **** ** **** **** **** *** ***** *** **** ***** *** * ***** ** ******** *** ** ******** ** **** **** ** *** ** ********
*** *** ** *** **** **** **** ** ***** ****** **** ***** **** *** *** *** **** ***** ** ** ******* **** **** **** ***** * **** *** ****** **** **** ** **** ******** **** *** * *** ***** ****** ** **** *** *** ** **** ***** ****
** *** ***** *** ***** ****** *** ** ** *** **** ** *** ****** *  *
** ***** ** ***** ***** *** * **** * ***** ** ****** * ****** *** ********  ** ******** **** ***** ***** **** ** ***** ** **** ** **** *** *** ****** ******
***** **** *** ***** ** **** **** * *** ** **** ** ******** ***** ***** * ****** *** ****** **** ******* *** ** ****** ***** **** ***** *** *** ******* * **** ******* *

*** ****  ***** ***** ****** *** *** ***** ***** ** ** **** ******** *** ******** **** ***** ***** **** **** ******* ***** ** *** ** ** ******** ***** ***** ****** **** *** **** ***** ******** ** ***** ***** * **** ***** *** ********* ***** ** ***** ** *** * ** ****** * ****** ***** *****  ********* * ** *** ** ** ***** *****
****** ** ***** ****** *** ***** ***** ** ** ******** **** ******* **** ***** * ** **** ********* *** ****** **** **** **** * ***** ** *** ** ** ******** ** **** ******** **** *** **** *** *********** ** ** *** ** ******** *** **** **** ** *** **** ** ****** *** ****** **** *** **** **** ***** *** ***** **** ** ** ** **** * ****** * ***
 ***** ***** **** *** ****** ** ** ****** * **  ****** ******* *********** **** *** ***** ** *** **** **** * ** *** ***** ***** ******** **** ***** **** **** ** ****** ***** ** **** ** *** **** ****** ******* *** ***** **** ****** ** ****** ***** ****
 **** ***** ***** ******** ***** ** ** **** *** ********* ****** **** ******* ***** * **** **** ** ** **** ****** * ** ** **** *** ***** ****** * ***** ** ******** ****
*** ** ** **** **** ************* **** *** ******* **** **** *** **** * *** ******* **  *** ***** ** *** ***** **** **** ******** ****** ***** ** ****** ***** ** **** *** ***** ** **** ** ***** ***** **** ****** *** **** ** * ***** **** * ** ********* **** ** **** ********* ****** *** ** *** *******
***** *** ** ****** ***** ***** ******** ** ***** ***** ******* **** *** * **** *** *** ** **** ***** **** ***** ******* ** ***** *** ***** *** *
***** *** ***** **** ** ******* ** ******* ******  ******  **** * **** ***** **** ** ** **** *** **** **** **** ** ** ***** **** ******* * ****** ** *** **** *** ***** ****** **** ** ** **** **** ** ****** *** ** ***** *** * *** ** *** ***** **** *** ******* **** * ******** ******** ** ** **** *** ***** * **** ****** ** ***** *** ** *** ***** ****** ***** *  ***** ***** ***** ***** **** ** **** ***** ****** ** ** ****** *** ** *** ****** ***** **** ***** *** ****** **** ***** **** ***** **** ******* ***** ** ** *** ***** ** ** **** ***** *** **** ***** ****** ****** *** ** **** ***** ***** **** **** ****** *** ***** ** *** *****
**** ** *** **** ***** *** *** ******** ** ******* ***** *** *****
****** *****
****  ******

پاسخ:
احتمال داده شد افرادی نظر شما را بخوانند و به هر دلیلی فرصت مطالعه جوابیه آن را نکنند . لذا نظر شما تا اتمام نگارش جوابیه منتشر نشد . سخنان و استدلالات شما بطور کامل و بدون دخل و تصرف ذیلا بیان گردیده و برای اینکه ذهن شما و همچنین مخاطبان پراکنده نشود ، در پایان هر استدلال و هر جمله ی مستانفه ، جوابیه آن آمده است .
و اما نقد سخنان شما دوست بزرگوار:

گفته ی شما : نمیشه صرفا از در مخالفت وارد شد و آیات و نشانه ها رو مطابق پیش فرض خودمون تفسیر کنیم. پیش فرض ما اگر اینست که قرآن از طرف خدا آمده و هیچ ارتباطی با این مسئله که کار یهودیان بوده است نداره ، کار رو به اینجا میرسونه که آیات دلخواه خودمون رو از دل قرآن بکشیم بیرون و سپس بعنوان حقیقت معرفی کنیم.( سفسطه مصادره به مطلوب )
پاسخ : شما ادعا می کنید که قرآن را یهودیان نوشته اند ، من فرض گرفتم حرف شما صحیح است ، سپس آیاتی از قرآن ارائه کردم که نشان می داد یهودیان ظاهرا قرآن را بر ضد خودشان نوشته اند و قصد دارند تیشه به ریشه ی خودشان بزنند. همین قرآنی که به زعم شما یهودیان آن را نوشته اند بعد از چند سال موجب شکست های پی در پی و ورود خسارات سنگین و جبران ناپذیر و مهلک به یهودیان شد. از این واقعه نتیجه گرفتم که هیچ «نخبه» ای چنین کار احمقانه ای نمی کند.از این نتیجه گرفتم آیات قرآن نوشته ی یهودیان نیست و از این نتیجه گرفتم اسلام ساخته ی یهود نیست. مصادره به مطلوب این است من «الهی بودن قرآن» را مسلم فرض کنم و از روی آیات قرآن حکم را ثابت کنم ولی من یهودی بودن قرآن را فرض گرفتم نه الهی بودن آن را . من بجای این مصادره به مطلوبی که شما اتهام آن را میزنید ، از «برهان خلف» استفاده نموده و حرف شما را ثابت فرض کردم و سپس با استفاده از تناقضِ پیش آمده از ادعای شما، حرف شما را باطل ، و نقیض حرف شما (الهی بودن قرآن) را ثابت کردم . همانطور که می دانید «برهان خلف» بر عکس «مصادره به مطلوب» کاملا صحیح و منطقی است.


گفته ی شما : ایه 82 سوره مائده رو مثال اوردید ولی ایات قبل از اون رو عمدا یا سهوا نیاوردید. تازه از این هم بگذریم که در برگردان به فارسی آیه هم دچار اشتباه شده بودید.
پاسخ : نه عمد سوئی در کار بود نه سهوی . آنچه که مورد نیاز بحث من بود آورده و ترجمه شد... و از قسمت هایی که موضوع بحث نبود صرف نظر شد.


گفته ی شما : آیه 78 همین سوره مائده میگوید : ( از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند....) . حتما این نکته رو میدونید که بیشتر مسیحیان آن زمان  در واقع یهودیانی بودند که به خداوندی عیسی مسیح ایمان آورده بودند. طرف حساب این نخبگان یهود هم همان یهودیانی بودند که عیسی را خدا میدانستند نه تمام یهودیان. این آیه به وضوح داره موضع آنها رو بیان میکنه
پاسخ : این آیه می گوید برخی از بنی اسرائیل به علت اینکه نسبت به دینی که پیامبر زمانشان برایشان آورده بود کفر ورزیده بودند توسط همان پیامبر زمان خود مورد لعن قرار گرفتند . مفسرین می گویند این آیه ناظر بر آندسته از بنی اسرائیل است که بخاطر کفر توسط حضرت داوود و عیسی ابن مریم لعن شدند. این آیه می گوید یهودیانی که عیسی را تکذیب کرده اند ملعون هستند ، با این حساب اگر بفرض محال قرآن ساخته ی یهودیان باشد ، با توجه به اینکه یهودیان به نبوت عیسی اعتقاد ندارند ، فی الواقع در این آیه خودشان را لعنت کرده اند... ؛ حتی احمق های یهودی هم خودشان را لعنت نمی کنند چه برسد به نخبگان یهودی!!


گفته ی شما : در ایه 82 همین سوره می فرماید :
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا
( مسلما یهودیان و کسانی از آنها را که شرک ورزیدند دشمن ترین مردم نسبت به مومنان خواهی یافت. )

پاسخ : توصیه بنده به شما این است که وقتی به ادبیات عرب و علم ترجمه و تفسیر تسلط ندارید از ترجمه و تفسیر دیگران استفاده کنید. این آیه می گوید «یهودیان» و «الذین اشرکوا (مشرکان)» دشمن ترین مردم نسبت به مومنان هستند . شما ظاهرا از طرف خودتان یک «منهم» بعد از «الذین اشرکوا» در تقدیر گرفته اید!!! . الذین اشرکوا ، شامل تمام کسانی است که شرک ورزیده اند و مراد آیه مشرکان و بت پرستان عرب جاهلی است نه «مرتدان یهودی» با آن تفسیرها و اطلاق هایی که شما از خودتان ابداع می کنید...


گفته ی شما :در ادامه ایه میفرماید : ( و قطعا کسانی را که گفتند ما نصرانی هستیم نزدیکترین مردم در دوستی با مومنان خواهی یافت.)
کاملا از سیاق آیات قبل و همین آیه برمیاد که نصرانی منصوب به شهر ناصره محل تولد عیسی مسیح می باشد و نه کسانی که به خداوندی عیسی مسیح باور دارند. مراد از نصاری یا نصرانی مسیحیانی هستند که بر دین مسیحیت یعنی بر دینی که حضرت عیسی مسیح (ع) آورده بود باقی مانده اند و اسلام را نپذیرفته اند نه مسیحیانی که عیسی مسیح رو خدا می دانستند.

پاسخ : شما از کدام سیاق برداشت می کنید که منظور از مسیحیان ، مسیحیان اهل ناصره است؟؟؟؟؟ اصلا مسیحیان اهل ناصره چطور با پیامبر ارتباط داشته اند که قرآن بخواهد چنین آیه درباره ی آنان نازل کند؟؟؟ مگر می شود بدون شان نزول ، آیه نازل شود؟؟ مثلا چه دلیلی دارد که قرآن بیاید درباره ی ارتباط مسلمانان زمان پیامبر با مردم ژاپن آیه نازل کند؟؟؟ این تفاسیر به رای را از کدام آیات در می آورید؟؟؟ اینکه مسیح متولد ناصره است صحیح ، اینکه به مسیحیان نصرانی می گویند هم صحیح ، ولی چه لزومی دارد که همه مسیحیان اهل ناصره باشند؟؟؟ شان نزول این آیه مهاجرت جعفرابن ابیطالب به حبشه و ماجرای برخورد خوب مسیحیان حبشه و نجاشی با مسلمانان در هنگامی است که آیات سوره مریم توسط جعفر ابن ابیطالب برایشان خوانده شد و هیچ ربطی به اهل ناصره ندارد.
ضمنا مسیحیانی که عیسی را فرزند خدا می دانند مشرک محسوب می شوند و مشمول «الذین اشرکوا» می شوند.


گفته ی شما : آیا خدا حکم داده کسانی که به خداوندی عیسی مسیح باور دارند و برای خدا فرزندی قائل شدند رو دوست مسلمانان خطاب کند ؟ این تناقض اشکاری با پیام خدا منی بر یکتا پرستی هست.از همه مهمتر این تناقض اشکاری هست با یک ایه دیگر که خدا میگوید :  ( ای کسانی که ایمان آورده اید ، یهود و نصارا را یاوران و دوستان خود مگیرید.)  پس بفرمائید قرآن تناقض داره. چیزی جز تناقض در قرآن از گفته های شما برداشت نمیشه.
پاسخ : قرآن فرموده مسیحیان نسبت به یهودیان و مشرکان ، در برخورد با مومنان نرم تر هستند و حق پذیری بیشتری دارند ولی این آیه درباره ی توحید و یکتاپرستی آنان نفیا و اثباتا حرفی نمی زند . اگر می گفت مسیحیان مسلمان هستند بقول شما تناقض بود ولی چنین سخنی گفته نشده و فقط درباره ی اخلاق و رفتار خوب و نرم مسیحیان با مومنان سخن رفته است .ضمنا مسیحیانی که عیسی را فرزند خدا می دانند مشرک محسوب می شوند و مشمول «الذین اشرکوا» می شوند.
اما در مورد بخش دوم کلامتان ، قرآن می گوید مسیحیان نسبت به مومنان نرم تر هستند آیا این علت می شود که مومنان با آن ها دوستی کنند؟؟؟؟ مسلما پاسخ منفی است. فرض کنید یک سارق ، پلیسی را دوست داشته باشد و با او به نیکی رفتار کند آیا می توان از این نتیجه گرفت که آن پلیس هم لزوما باید با او رفتار خوبی داشته باشد و از جرم او صرف نظر کند؟؟؟ نتیجیه گیری تان غلط است . این دو مسئله مانعه الجمع نیستند چرا که دو حکم متفاوت روی دوموضوع مجزا ثابت شده است ؛ نه یک موضوع واحد . جمع بندی کلام قرآن اینطور می شود : مسیحیان نسبت به یهودیان و مشرکان ، در برخورد با مومنان نرم تر هستند ولی شما نه مسیحیان و نه یهودیان را دوستان خود مگیرید.


گفته شما : ملاحظه میکنید که هدف اون نخبگان یهودی آندسته از یهودیانی هستند که شرک ورزیدند نه تمام یهودیان. واژه والذین اشرکوا به وضوح نشون میده که یعنی کسانی از آنها که شرک ورزیدند. حال شما این رو تعمیم دادید به مخالفت با تمام یهودیان در صورتیکه اینگونه نیست.
اون نخبگان یهود که من ازشون با این عنوان یاد میکنم نظرشون فقط یهودیان مشرک هست نه همه یهودیان. دیگه از این واضح تر که هم متن عربی رو گذاشتم و هم ترجمه درست فارسی رو ؟

پاسخ : با «ترجمه ی غلط» و «تفسیر به رای» نتیجه گیری می کنید و سپس با «مغلطه» و پیروز جلوه دادن خود ، سعی دارید فکر مخاطبتان را منحرف کنید تا از تمرکز روی مغالطه تان غافل شود... نمی دانم شاید قرآن ترجمه ی یهودیان و مسیحیان را مطالعه می کنید که چنین ترجمه های عجیب و غریبی ارائه می دهید.پیشنهاد می کنم نظری به قرآن مسلمین بکنید...


گفته ی شما : اینکه گفتین الان برای یهودیان دشمنی سر سخت تر از مسلمانان نیست. جالبه میتونم سوال کنم دشمن سرسخت مسلمانان چه کسانی هستند ؟ پاسخ روشنه خود مسلمانان. کافیه یک نگاهی به دور و بر خودمون و همچنین تاریخ اسلام  بیاندازیم . پس این هم یک سفسطه دیگه
پاسخ : سرسخت ترین دشمن یهودیان امروز و گذشته مسلمانان بوده و هستند . بفرمایید تاریخ اسلام را نگاه کنید ، غزوات و جنگ های متعدد پیامبر و تحمیل های گسترده ی شکست بر یهودیان توسط سپاه اسلام گواه بر ادعای بنده است . برای بار چندم است که می گویم و واقعا نمی دانم چرا متوجه نمی شوید ، غزوه بنی نظیر ، غزوه بنی قینقاع ، غزوه خیبر ، غزوه ی خندق و... همگی نشان می دهند در گذشته سرسخت ترین دشمن یهودیان که همواره آن ها را در طول تاریخ شکست داده اند مسلمانان و اسلام بوده است. اما در دنیای امروز هم همچنان این روند ادامه دارد مهم ترین و سرسخت ترین و تنها دشمنان اسرائیل عبارتند از : جمهوری اسلامی ایران ، گروه های اسلامی مقاومت ، حزب الله ، انصارالله ، جهاد اسلامی و ... که همگی اسلامی هستند. گاهی برخی اختلافات و شکاف هایی که در میان فرق اسلامی وجود دارد با توطئه و دسیسه ی دشمنان اسلام از جمله یهود باعث می شود درگیری های داخلی ایجاد شود . نمونه آن فرقه های ساختگی و جعلی ، وهابیت است که در فرقه ی تکفیری داعش نمود پیدا کرده است.
همین ایجاد تفرقه در اسلام و فرقه سازی ها توسط یهودیان گواه دشمنی آنان با اسلام است. داعش یک گروه تروریستی است و به زودی بساطش برچیده می شود و اینکه می گویید سرسخت ترین دشمن اسلام ادعایی است بس گزاف. قیاس «داعش و گروه های تکفیری» با «اسرائیل و یهود» به عنوان دشمن سرسخت اسلام یک قیاس مع الفارق و باطل است .


گفته ی شما : مصادره به مطلوب میکنید چون دشمنی سرسخت تر از مسلمانان برای یهودیان وجود ندارد ، پس اصلا نمیتونسته کار نخبگان یهود بوده باشه . دشمنی سر سخت تر از مسلمانان هم برای مسلمانان نیست ولی اینو حتی پیامبراسلام هم تا این حد نمیتونست پیش بینی کند. هر پیش بینی از اختلاف امت اسلامی داشت فقط درحد همان دوران شخص ایشان بوده نه در حد داعش و طالبان و ...
پاسخ : در قسمت قبل اثبات شد که دشمنی سرسخت تر از مسلمانان برای یهودیان نیست پس «مصادره به مطلوب» منتفی است و این چند خط حرفتان از مبدا باطل می شود و نیازی به ادامه برهان آوردن توسط بنده احساس نمی شود .
ضمنا پیامبر بارها و بارها درباره ی وضعیت بعد از خودشان در باره ی وقایعی که اتفاق می افتد هشدار داده اند و وضعیت آخرالزمان را توصیف کرده اند. چون شما مطالعه نداشته اید علت می شود که پیامبر آینده ی امتش را پیش بینی نکرده؟؟؟ حرف هایتان هیچ مبنایی ندارد چه برسد به اینکه مبنای غلط داشته باشد.


گفته ی شما : حوادث زمانه طوری رقم میخوره که نه پیامبر و نه  نخبگان یهودیست نمیتوانستند هزار سال آینده رو پیش بینی کنند و به این نتیجه برسند مسلمانان قدرت نابود کردن آنها رو دارند. اونها رو باید در ظرف زمان خودشون ببینیم. هدف اونها تنها مقابله با مسیحیت عیسوی بود.
پاسخ : آن نخبگان یهودی موهومی که می گویید خیلی احمق بوده اند چون نه تنها آینده ی دور را بلکه چندسال و چند ماه پیش رویشان را هم نتوانستند پیش بینی کنند چون پیامبر از عصر ظهور اسلام دائما با یهودیان می جنگید و آن ها را شکست می داد. پیشنهاد می کنم بجای نخبگان یهودی اصطلاح احمقان یهودی را بکار ببرید چرا که در مورد چنین افرادی لفظ احمق بیشتر صدق می کند تا نخبه!!


گفته ی شما : «نکته مهمتر اینکه مسلمانان واقعا هم در مقام عمل نمیتوانند تهدیدی برای یهودیان باشند و قدرت یهود چه در زمان پیامبر و چه در زمان حال بسیار بالاتر و بیشتر از مسلمانان است»
پاسخ : اینکه یهود پس از تخریب معبد ، همواره آواره بوده و در سراسر جهان پراکنده بوده بر همه مسلم و قطعی است . کتاب های تاریخی همگی گواه اند بر تحقیرها ، توهین ها ، تهدیدها ، تضعیف ها و آزار و شکنجه هایی که مسیحیان بر یهودیان در قرون وسطی روا می داشتند . یهود همواره دین و قومی کوچک بوده که مورد تنفر همه اقوام و ملل بوده است. این مطلب (عداوت با یهود) در مورد اسلام هم صادق است. همانطور که در پاسخ نظر قبلی تان گفته شد سپاه اسلام همواره در جنگ و ستیز با اقوام یهودی بوده و در پی قطع ریشه یهود است. و اینکه می گویید قدرت یهود همواره بیشتر از اسلام بوده ، با شکست «دژ یهودیِ خیبر» و «سایر غزوه ها و جنگ هایی که با شکست سپاه یهود ختم شد» نقض می شود. اینکه یهودیان از عصر روشنگری در اروپا خود را بازسازی نموده و با کسب قدرت و ثروت در دنیای فعلی به قدرت و نفوذ هنگفتی رسیده بحث دیگری است.


گفته شما : «حال به یک جنبه دیگر بپردازیم.دوست عزیز اگر بخواهید درون دینی بحث کنید و ایه بیاورید که  کفه ترازو به نفع تئوری بنده است. شباهتهای بسیاری اسلام به مسیحیت دارد. از گوشت خوک گرفته تا خون. از اینکه اولین قبله مسلمین کجا بوده تا و احکام فقهی . از داستانهای قرآن که همان داستانهای یهودیت است تا قصه آفرینش.
جالبه شما از اینهمه شباهت نتیجه نمیگیرید که اسلام ساخته پرداخته یهود است و صرفا اگر یکی دو مورد تناقض باشه نتیجه میگیرید که اسلام دین جدیدی است .

پاسخ: بنده نگفتم که اسلام دینی است کاملا متمایز از یهود و مسیحیت . بلکه عارض شدم مقدار بسیار زیادی از تعالیم «یهود» با اسلام شباهت دارد و پیامبر اسلام شریعت موسی و عیسی را نفی نکرده بلکه با تایید شریعت بکر و دست نخورده آنان دینی کامل تر و اتَم ارائه کرد و اینکه چرا ادیان ذره ذره و کم کم کامل شدند در انتهای پست «اسلام ، نسخه جدید یهود» پاسخ داده شد.
ضمنا منظور از این احکام فقهی مسیحیت که آن را مشابه با احکام فقهی اسلام می دانید دقیقا کدام احکام است؟؟؟ از کی تا به حال مسیحیت فقه الهی داشته ما خبر نداشتیم؟؟
من هیچ وقت نگفتم : اسلام و یهود عینا مشابه یکدیگرند و در «یکی دو مورد» تناقض دارند ، اسلام و یهود در ابعاد بسیار گسترده ی فقهی و عقیدتی متفاوت اند ، این چه طرز مناظره است؟؟؟ عقاید خودتان را به من نسبت می دهید و این را مبنا می کنید برای نتیجه گیری؟؟ بهمین علت که مبنا و پایه بحثتان جمله ای است که به دروغ به من نسبت داده اید می توانم از ادامه بحث خودداری کنم چون وقتی پایه ساختمان بحثتان غلط است تمام ساختمان ادعاهایتان فرو می ریزد و کار در همینجا تمام می شود. ولی خب من بزرگواری می کنم و پاسخ سایر ادعاهایتان را هم می دهم!


گفته شما : اسلام چیز جدیدی برای ما نیاورده جز دستورات یهودیت  باضافه  آداب و رسوم قبایل عرب. »
پاسخ: تمام عالم می داند که اسلام بعلت مخالفت و «سعی در از بین بردن آداب و رسوم قبائل جاهلی عرب» مورد تنفر اعراب جاهلی و مشرکین و بت پرستان مکه بود. فرهنگ اسلام کاملا متمایز با فرهنگ دوران جاهلیت است. چطور ، با کدام عقل ، و با کدام منطق می توان گفت فرهنگ اسلام ترکیبی از یهود و عرب جاهلی است؟؟؟ فرهنگ اسلام با فرهنگ جاهلی زمین تا آسمان فرق دارد...


گفته شما : من که الان چهل سالم نشده عمری رو در مسائل دینی گذروندم و زندگیم بر این پایه شکل گرفته اونوقت چطور با یک جمله ساده که پیامبر قبل از مبعوث شدن و قبل از چهل سالگی پیرو دین ابراهیم بوده ، مسلمانان میخواهند که ما قانع شده باشیم و زیاد کنکاشی در زندگی قبل از چهل سالگی پیامبر نکنیم ؟  دوران بسیار تاثیر گذاری بوده که عمدا گزارش مبسوطی به ما نمیرسه چون هر نوع گزارشی بیرون بیاد نظزیه خدا ارسالی قرآن بیشتر مورد تشکیک قرار میگیره. توصیه من به شما اینست که در مقام ایمان اگر دوست دارید مسلمان بمانید ولی در مقام ابراز دلایل عقلی برای دیگران کمی انصاف به خرج دهید.
پاسخ: کدام یک از علمای اسلام از شما خواسته که در زندگی قبل از 40سالگی پیامبر کنکاش نکنید؟؟؟چرا دروغ می گویید؟؟چرا تهمت می زنید؟؟ مغالطه هایتان قابل تحمل است ولی دروغ و تهمت هرگز!. وجود انواع و اقسام  رشته ها و گرایش ها در زمینه «تاریخ و تمدن اسلام» در دانشگاه ها و حوزه های علمیه کشورهای اسلامی مثل ایران ، مصر ، سوریه ، عراق و... همگی گواه بر سعی علمای اسلام در تشویق اهل علم به کنکاش در زندگی پیامبر در قبل از 40 سالگی ایشان است.
ضمنا مقوله «عمد» یک امر وجودی است نه عدمی ، عدم نمی تواند علت واقع شود . «نرسیدن گزارش مبسوط» یک امر عدمی است و نمیتواند «علتِ وجودی» مثل «عمد» داشته باشد. شما توقع دارید در خانه بنشینید و علما، مورخان و مراجع دینی اسلام بیایند گزارش های مبسوطشان پیرامون زندگانی پیامبر در محضر شما عرضه کنند؟؟؟ اگر چنین توقعی دارید من به شما اطمینان میدهم که چنین اتفاقی هیچ وقت نمی افتد.
و اما نکته ای دیگر:در آن زمان و در هیچ زمانی مردم عادت نداشتند زندگانی تک تک افراد جامعه را بنویسند با این احتمال که اگر روزی به نبوت رسید تاریخچه ی زندگی اش را داشته باشند ، عرف و عادت بر این است که زندگی فرد از زمانی که وی شخصیتی برجسته و مطرح می شود ثبت و ضبط شود و حتی المقدور گزارش هایی هم از گذشته اش ثبت شود . شما وقتی بیوگرافی شخصیت های مطرح را میخوانید می بینید در چند خط مختصر از ولادت و کودکی و نوجوانی و جوانی آن فرد می گذرند و بیشتر روی قسمت هایی که فرد شروع به تاثیر گذاری کرده مانور می دهند . اینکه تاریخ زندگانی قبل از 40 سالگی پیامبر به وسعت و گستردگی دوران نبوت ایشان نیست مسئله ای معقول و طبیعی است.

امید که با رعایت انصاف سخن حق را بپذیریم...
سید ابوالفضل ساقی
30 دی ماه 1395
اسلام کاملا توسط نخبگان یهود و برای جلوگیری از گسترش مسیحیت به دست  ساخته شده است. اتفاقا در نوع استدلال شما سفسطه است. اگر یهود بهشت رو فقط مختص خودشون میدونستند هیچ خدشه ای به تشابه اون با اسلام به یهودیت وارد نمیشه. یعنی اونها همچنان پیروان خودشان را مستحق بهشت میدانستند و گفتن حالا بزار مردمان این دین جدید هم خوشبین و امیدوار به بهشت باشند . در مورد اینکه اسلام ساخته یهود و صرفا جهت جلوگیری از تفکر مسیحی خدا دانستن عیسی مسیح توسط  نخبگان یهود ساخته شده دلائیل و شواهد بسیاری وجود دارد. مثل تئوریهای فیزیک اول باید این را در یک محیط علمی ( نه در زندگی روزمره ) باور کنید و سپس برای شما بسیاری از شبهات قابل توجیه و تعریف می شود.
پاسخ:
قرآن کریم تماما در پی سرزنش یهودیان است و آن ها را امتی عهدشکن ، مورد غضب خدا ، ناسپاس ، دشمن با خدا ، کافر و دنیاپرست معرفی می کند .
آیه 82 سوره مائده چنین می گوید :
بطور مسلّم ، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان، یهود و مشرکان هستند و نزدیکترین دوستان به مؤمنان مسیحیان هستند این بخاطر آن است که در میان مسیحیان ، افرادی عالم و تارک دنیا هستندکه ( در برابر حق ) تکبّر نمی ورزند.
همانطور که می بینید قرآن یهودیان را بدترین دشمنان مسلمانان معرفی می کند . از تاریخ و جنگ هایی که مسلمانان با یهودیان داشتند و شکست هایی که مسلمانان در جنگ ها و غزوه های متعدد بر یهودیان وارد آورده اند معلوم می شود اسلام همواره سد و مانعی عظیم در برابر یهود بوده و در پی قطع ریشه ی یهود است .
چطور و با چه عقلی می توان ادعا کرد یهودیان اسلام را ساخته اند؟؟؟ مگر آنکه نخبگان یهودی عقلشان را از دست داده باشند که بیایند برای خود دشمنی با این عظمت بسازند که عاقبت خودشان را از بین ببرد...
جنگ خیبر ، جنگ خندق ، غزوه بنی نظیر ، غزوه بنی قینقاع و بسیاری از جنگ های دیگر که بین یهودیان و پیامبر اسلام اتفاق افتاده و بطور کلی تاریخ اسلام بشدت گفته ی شما را نقض می کند و از آن گذشته اگر به زمان حال نظری بیندازیم می بینیم بزرگترین دشمن صهیونیست ها که عمده یهودیان دنیا را تشکیل می دهند جمهوری اسلامی ایران و گروه ها و احزاب اسلامی نظیر حزب الله ، انصار الله ، مقاومت و جهاد هستند ؛ و این در حالیست که در دنیای امروز مسیحیان نه تنها عداوتی با صهیونیست ها ندارند بلکه کشورهای با جمعیت غالبا مسیحی نظیر کشورهای اروپایی تماما متحد و دوست اسرائیل هستند و جهت گیری خاصی علیه اسرائیل و یهود از سمت واتیکان و پاپ مشاهده نمی شود.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
3 نکته پایانی:
1- وقتی اتهام سفسطه می زنید بگویید در کجای کلام سفسطه شده و شفاف سازی کنید.
2- چند دلیل از آن دلایل بسیاری را که دارید ذکر کنید ببینیم چه هستند؟
3- اولا بنده هیچ شبهه ای ندارم که بخواهد توجیه و تعریف شود و ثانیا اگر برای تئوری های فیزیک هم دلیل نداشته باشید هیچ عقل سالمی آن را باور نمی کند.

موفق باشید
سید ابوالفضل ساقی
6 آذرماه 1395
عکسشو براتون پیدا میکنم استاد
پاسخ:
متشکرم...
منتظرم...
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۹ یک برانداز نرم
+
خدا قوت
آقای ساقی یه عکس جالب دیدم که به کار شما میخورد‌... یه فکز کنم یهودی یه مجسمه درست کرده بود یه مسلمان سجده کرده بود یه مسیحی پشت مسلمانه نشسته بود و یه یهودی روی شانه مسیحی ، به این معنا که اول یهودیت بعد مسیحیت بعد اسلام جالبه همه یهودیا اعتراض کرده بودن از سازندش میپرسن دبیل اعتراض مردم رو میگه گرچه به ظاهر این معنی شما رو میده ولی این یعنی اگر یک مسلمان سر از سجده برداره و بلند شد یهودیت و مسیحیت رو به خاک میزنه. ‌‌‌. ههههجالب بود با مباحث شما میخوند 
پاسخ:
جالب بود
سپاسگزار میشم لینک تصویر رو ارسال بفرمایید...
خیلی متشکرم.
واقعا کامل بود
یاعلی
 ✅✔✅ 
۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۷ سید حسین سیدی
بله بعضی شیاطین می خوان اسلامو اینجور بکوبن
باید اونا رو جواب داد
به ماسر زده و نظر بدید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">