پژوهش های حقوق و ادیان

مرجع معرفی و بررسی آموزه های حقوق دینی (بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم)
«پژوهش های حقوق و ادیان» | تورات | یهودیت | اشکالات وارد بر یهود | اسرائیل | معرفی مختصر صهیونیسم || معرفی اجمالی یهودیت || مطالعه آنلاین تورات، تورات، کتاب مقدس| | کتابخانه با موضوع صهیونیسم و یهودیت || مقالات علمی-پژوهشی در زمینه ادیان، صهیونیسم، یهودیت || فیلم های سینمایی صهیونیستی و یهودی || کلیپ در زمینه صهیونیسم و یهود || پرسش و پاسخ در زمینه یهودشناسی ||معرفی «پژوهش های حقوق و ادیان» || پیوندهای مرتبط با صهیونیسم |
بـنـر

مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضد اسلامی فرق و جریان های معاند

<!-- start logo cod off http://bjes.ir --><p align="center"></p><p align="center"><a href="http://bjes.ir" target="_blank"><img border="0" src="http://bayanbox.ir/view/6961090584536714943/logo-200x80.jpg" width="200" height="80" alt="مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های ضداسلامی فرق و جریان های معاند"></a></p><!--finish logo cod off http://bjes.ir -->

شناسه شامد: 1-1-718353-65-4-1

بررسی شبهات
تازه های کتابخانه
«بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم» پس از این با نام «پژوهش های حقوق و ادیان»، ضمن تاکید بر پیوند «دانش حقوق» و «معارف ادیان»، علاوه بر سرفصل های سابق، به موضوعات حقوقی از جمله مباحث حقوق ایران، نظام های حقوقی، احکام شریعت یهودی و اسلامی، فلسفه حقوق و ... نیز خواهد پرداخت.

پیش درآمد مدیر پایگاه

دکتر علی شریعتی، یکی از مظلوم ترین چهره های علمی و مذهبی تاریخ می باشد که دو دسته اقدام به تخریب و تحریف چهره این شخصیت بزرگ نمودند: محب غال و مبغض قال. جبهه مخالفین وی را، مذهبیون و ملی گراهایی تشکیل می دادند که در 2 نقطه، اشتراک داشتند: «افراط» و «بی سوادی». طرفداران او نیز برای مقابله با مخالفین، با ژست روشن فکرانه اقدام به انتقام گیری کورکورانه، تحقیر و تهمت های ناجوانمردانه علیه تمام حوزویان نمودند و بدین شکل سعی در تفکیک همه جانبه مسیر و مذهب شریعتی از روحانیت و حوزه علمیه نمودند. بلاشک این حرکت خلاف صریح راه شریعتی بود. و این شبه روشن فکرهای بی سواد بقول مرحوم شریعتی «شایعات مشکوک منتشر شده در فضا را می گیرند و با بهانه جویی های سطحی و مغرضانه ی خود در هم می آویزند و دروغ ها و شاخ و برگ های تحریک کننده ی عوام را هم بر آن می افزایند و این جا و آن جا و پیش دشمن و دوست پخش می کنند و علامتش هم این است که تهمت ها چون این چنین ساخته می شوند، همه با هم متناقض اند و همه با واقعیت اصلی، بی تناسب.»

دکتر شریعتی، سنگر اعتقادی جوانان امروز

در عصر حاضر که شبهات دینی و اعتقادی و تاریخی همچون باران بر سر جامعه اسلامی می بارد، مردم بیشتر از همیشه به دکتر شریعتی ها نیاز دارند. جوانان امروز مطالبه گرند و دیگر با «تعبد» نمی توان کسی را قانع کرد. پاسخ جوان امروز را تنها، روشن فکری مانند شریعتی می تواند بدهد. جوان امروز با شنیدن نام پر آوازه قبله روشن فکری ایران، دکتر علی شریعتی، دلش آرام می گیرد و خاطرش جمع می شود و پاسخ های دکتر شریعتی شبهاتش را تا حدود زیادی مرتفع می گرداند و ایمان را در دلش تقویت. چون می داند این حرف را یک انسان متعبد، متحجر و سنتی نمی زند. می داند این حرف از شخصیتی عاقل، منطقی، جسور و ماجرا جو صادر شده که «عقلِ غیر مریض» توان مخالفت با آن را ندارد. و از سوی دیگر، مخالفین، دین ستیزان و آتئیست ها هرگز توان مقابله با شریعتی را نخواهند داشت. مرحوم شریعتی نزد ملت ما نماد «روشنفکری»، «پیوند سنت و مدرنیته»، «عقلانیت» و «سواد و منطق» است. بلاشک کسی جرات نقد او را نخواهد داشت. چرا که بمحض این اقدام، از سوی جامعه طرد می شود. و طرفداران فعلی مرحوم شریعتی که غالبا قشر تحصیل کرده و معتمد مردم هستند، او را محکوم خواهند کرد.

جملات کوتاه شریعتی، آیینه اندیشه او نیست

بسیاری از طرفداران شریعتی، هیچ کدام از آثار او را نخوانده اند و صرفا از روی جملات کوتاه او - که غالبا هم ژست اپوزیسیون دارند و در جامعه «بولد» شده اند،- دل به او بسته اند. غافل از اینکه جملات شریعتی را اگر بخواهیم مستقل از هم و جداگانه بخوانیم، آن ها را مشتی سخنان ضد و نقیض خواهیم یافت. مرحوم شریعتی معمولا در آثارش بصورت پلکانی پیش می رود و قدم به قدم جلو رفته و نهایتا در طبقه آخر نتیجه را اعلام می کند. گاهی سخنی را می گوید، که در چند صفحه بعد تفسیری بشدت متفاوت از آن ارائه می دهد. گاهی ادعایی می کند و در جای دیگری آن ادعا را باطل و نقض می کند. به همین جهت شریعتی را باید پیوسته خواند. با یک پله و دو پله نمی توان به مقصود نهایی وی که در طبقه آخر ساختمان استدلالش نهفته است، پی برد. باید این مسیر را تا انتها رفت.

بهمین خاطر است می بینیم سخنان صادقی به وی منتسب است که ما می توانیم با جملات دیگرش آن را نقض کنیم. اندیشه شریعتی، یک بسته است. نمی توان آن را جداگانه جداگانه دریافت کرد. مستندات و ادله او مثل مواد اولیه غذا می ماند که با استدلال، آن ها را می پزد و در نهایت غذایی مطبوع ارائه می کند. نیک واضح است که مواد خام اولیه به تنهایی، هرگز طعم غذای پخته را نخواهند داشت.

اشک، عزاداری و شعور حسینی در اندیشه شریعتی

مخالفت های شریعتی با عزاداری و اشک و عزاداری نیز همین گونه است. تاکید زیاد مرحوم شریعتی بر شعور حسینی، عده ای را به این نتیجه رساند که شور حسینی ارزشی ندارد. در ادامه، مطلبی تلخیص شده (بدون دخل و تصرف) از کتاب ارزشمند «فاطمه، فاطمه است»  اثر مرحوم شریعتی، درباره نگاه آن دانشمند فرزانه به لزوم تمسک توامان به شور و شعور می آوریم.

«تشیع، به ویژه با تاریخ و فرهنگش، تجلی گاه عشق و شور و خون و شهادت است و کانون ملتهب و جوشان احساس، و در عین حال، یک نوع تفکر و معرفت و فرهنگ علمی و عقلی ویژه و نهضت فکری نیرومند و مشخص...

امروز نیز توده مردم ما همچنان عشق می ورزند، و همچنان سر بر دیوار خانه فاطمه نهاده اند و به درد می نالند. این اشک ها هر کدام کلمه ای است که توده های صمیمی و وفادار ما با آن، عشق دیرینه ی خودش را به ساکنان این خانه بیان می کنند. این زبان توده است و چه زبانی صادق تر و زلال تر و بی ریا تر از زبانی که کلماتش، نه لفظ و نه خط، اشک است. و هر عبارتش ناله ای، ضجه ی دردی، فریاد عاشقانه ی شوقی... تعجب نکنید که چگونه من دارم از «گریستن» دفاع می کنم، که شنیده اید و بارها، که از برنامه ی گریه و روضه انتقاد کرده ام.

آری این دو سخن من با هم متضاد نیستند. برنامه گریه کردن، به عنوان یک کار و یک وظیفه و یک وسیله برای رسیدن به هدفی، و به عنوان یک «اصل» و یک «حکم» چیز دیگری است و «گریستن» یعنی تجلی طبیعی یک احساس، حالتی جبری و فطری از یک عشق، یک رنج، یک شوق یا اندوه، چیز دیگری.

حتی رژی دبره، انقلابی فرانسوی... می گوید: «انسانی که هرگز نمی گرید و گریستن را نمی داند، احساس انسانی را فاقد است.» یک سنگ است، یک روح خشک و وحشی. توده ی مردم ما عاشقانه می گریند... هیچ مذهبی، تاریخی و ملتی، چنین خانواده ای ندارد. خانواده ای که در آن، پدر علی است، و مادر فاطمه، و پسر حسین، و دختر زینب. همگی زیر یک سقف و در یک عصر یک خانواده. و در عین حال، به هیچ خانواده ای، از جانب ملتی، این همه عشق و اخلاص و ایمان و شعر و خون، نثار نشده است. این تنها ملتی است که در زندگی نوع بشر بر روی خاک، در غم خاندان محبوب خویش و عزای قهرمان آزادی و ایمان خویش، در طول تاریخ درازش، همواره غمگین و عزادار مانده است و پایمان کردن فضیلت و محکومیت حقیقت و فاجعه حکومت و جنابت زور را، علی رغم گذشت زمان و غلبه همیشگی این نظام بر تاریخش و سرنوشتش فراموش نکرده است.»

گلایه و انتقاد شدید شریعتی به باستان پرستان و ملی گرایان

دکتر شریعتی، در ادامه از ناسیونالیست ها، باستان پرستان و ملی گرایان افراطی که اسلام را دینی زوری و ایرانیان را ملتی حقیر معرفی می کنند، بشدت گلایه می کند و آن ها را «شبه روشنفکر»، «ناجوانمرد»، «جاهل»، «بیمار»، «عقده ای»، «خائن» و «بی شرف» خطاب می کند و می گوید:

«و این یک سنت انسانی است که هم از اندیشه ساخته شده و هم از احساس. و به روشنی نشان می دهد که تئوری دشمنان ما، و نیز «شبه روشن فکران ما»، که هر چه آن ها در دهانشان می گذارند، این ها فوری عقیده شان می شود و قضاوت شخصیتشان، تا چه حد ناجوانمردانه است و جاهلانه، که می گوید: «اصولا ایرانی ها، در راه عقیده استقامت ندارند و عنصری سستند و اثر پذیر، و به قول ارسطو: «زود زیر بار زور می روند» و وفا ندارند و بر روی پای خودشان استوار و پا برجا نمی مانند و در برابر وزش هر باد تندی سر خم می کنند و بر احساسات و اعتقاداتشان نمی توان تکیه کرد و هر روز پای علم کسی سینه می زنند و از این گونه «قیاس به نفس ها» (برای نمونه، کتاب «خلق و خوی ما ایرانی ها» را نگاه کنید که مرحوم جمالزاده، نویسنده سابق ما، اقوال فرنگی ها را درباره ملت ما جمع آوری فرموده اند.)

عجیب است که از یک طرف ما را متهم می کنند که سست عنصر و پفیوز و «هر دم خیال» و ناپایداریم و زود رنگ عوض می کنیم و هر لحظه به قالبی در می آییم و در راه عقیده و هدف هایمان استقامت و وفا نداریم، و در همین حال دشناممان می دهند که: «بیش از هزار سال است که یک حرف را تکرار می کنیم و شب و روز و همه ماه و همه سال و همه نسل و همه عصر، می گوییم: علی، علی، علی. بس است! این همه تعصب! این همه تکرار و تکرار. همه افکار و آرمان و احساس و عشق و نیاز و ایمان و حتی زندگی و شور و شوق و غم و درد و شغر و ادب و هنر و فرهنگش و سراسر تاریخش را وقف یک خانواده کرده و «یک حادثه».

آری، هم ما «متعصبیم و یک دنده»، و هم « بی تعصب و بی دنده!». به گفته امام چهارم ما، که بیش از همه پیشوایان جهان، معنی «دشمن» را عمیقانه احساس کرده است: «سپاس خداوندی را که دشمنان ما را از میان احمق ها برگزیده است.» زیرا این ها نه «شرفی» دارند که واسا آن را داشته باشند که قضاوتشان درست باشد و حقی را پامال و حقیقتی را لجن مال نکنند و تمام اثری را بخوانند و واقعیت سخن را بشنوند؛ نه مسئولیتی در برابر مردم دارند و نه حساسیتی نسبت به مذهب و نه تردیدی نسبت به ذهنیات و ذوقیات خود و نه حتی حساب این که خود آگاه و ناخود آگاه، از کجا سیخ شده اند و نه اندیشه ی این که تهمت ها و ضربه هایشان، نتیجه اش عاید کی و کجا می شود؟


*نمونه ای از جاهلیت نژاد پرستان بی نژاد*

مرحوم شریعتی می افزاید:

فقط عقده گشایی می کنند. همچون یک بیمار مصروع، هم طرفشان را می زنند و هم خودشان را. چنان بی صبری و بی شرمی نشان می دهند که غالبا ابزار دست و مامور افتخاری و مجانی دشمن مشترکشان می شوند. قضاوت های این ها از روی مطالعه و شناخت مستقیم نیست. شایعات مشکوک منتشر شده در فضا را می گیرند و با بهانه جویی های سطحی و مغرضانه ی خود در هم می آویزند و دروغ ها و شاخ و برگ های تحریک کننده ی عوام را هم بر آن می افزایند و این جا و آن جا و پیش دشمن و دوست پخش می کنند و علامتش هم این است که تهمت ها چون این چنین ساخته می شوند، همه با هم متناقض اند و همه با واقعیت اصلی، بی تناسب.

... امروز این حساب گری های رندانه بی ثمر است و این تیرها همه کمانه می کند، که زمانه عوض شده است و هم عوام ما عوام کالانعام قرون وسطایی نیستند که تاب تحمل حرف تازه را نیاورند و با تکفیر و تفسیق های شبه مذهبی بر آشوبند. چه، دشمن و دوست تشخیص می دهند و می دانند که برای چه باید بر آشوبند و نشان داده اند.

و هم روشن فکران ما دیگر آن فرنگی های بدلی قالبی و شعاری سابق نیستند و دانشجویش، در برابر هر چه بر او عرضه و یا تحمیل می شود، استقلال تشخیص و قضاوت یافته و قدرت فهم و ارزیابی و انتخاب عقیده ی نو، و اندیشه کلیشه نشده را دارد، و هم علمای بزرگ و حقیقی اسلامی، بر خلاف روحانیون رسمی مذاهب بیگانه و نیز بر خلاف شبه مقدسین و عوام فریبان خودی، هم بیدارند و همه چیز را متوجه، و هم دقت علم، و وسواس مقدس تقوا را توامان دارند...

گذشته از آن، آزادی تحقیق و تفکر و اختلاف آرای علمی، یک سنت مترقی و مستحکم فرهنگ اسلامی، و بویژه اساس کار علمای بزرگ شیعی است... خوشبختانه آنهایی (عوامل استعمار) هم که از راه مذهب و تحریک عصبیت های دینی عوام، برنامه ی او را اجرا می کرده اند و می کنند، کسانی بوده اند و هستند که به همان اندازه که در میان گروه های منحط عوام کر و فری داشته اند و دارند، در حوزه ی علمی اسلامی، بی وزن و بی اعتبار بوده اند و هستند.»


تلخیص و نگارش: سید ابوالفضل ساقی

نظرات (۱)

۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۰:۴۲ س _ پور اسد
سلام و خداقوت
تلخیصی موجز و رسا بود. بیاد دارم اوایل سال 1361 در شیراز آقای "علیمحمددستغیب"وبرخی دیگرعلما؟! برای طلاب و مردم خواندن و نگهداری کتابهای شهیدشریعتی را ممنوع کرده بودند و کاربجایی رسیده بود که اگر کسی را با کتب دکترشریعتی می دیدند اعتراض و تکفیر و استهزاء می کردند؛ وحالا همانها طرفدار "لیبرالیسم" شده اند و برای نظرات "محمدخاتمی" و امثال گریبان می درند.
با این جمله تان سخت موافقم "جوانان امروز مطالبه گرند و دیگر با «تعبد» نمی توان کسی را قانع کرد". زنده باشید
وفقکم
پاسخ:
سلام و سپاس از اطهار لطفتان
در تایید حرفتان، فیلسوف المانی ارتور شوپنهاور می گوید: تمام حقیقت ها از سه مرحله عبور می کنند: اول به سخره گرفته می شوم. دوم بشدت با انها مخالفت می شود و سوم بعنوان اصلی کاملا بدیهی پذیرفته می شود.
پاینده باشید...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">